شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

101

نفثة المصدور ( فارسى )

و هرچند در خوى خصوصا ، و در نواحى أذربيجان عموما ، زمانهء دورنگ 430 پيسه كلاغى نزاييده بود ، و هواى دودم ، ميان اعتدال و انحراف دمى برمىآورد ، صبّاغ نوبهار « 1 » ، عيسىوار ، معجزه‌اى كه در نفس داشت ، از يك خم 431 هفت رنگ پيدا كرده ، ليكن در كوهستان ارمن كه ، بها تضرب « 2 » 432 الأمثال فى البرودة ، نصاراى برد 433 بر سنّت حواريان گازرى مىكردند ، دست صبا آنجا « 3 » از حلّ 434 أزرار « 4 » هنوز دور ، و مزاج سرد طبيعى از اعتدال « 5 » ربيعى برقرار نفور ، و ما را بهادم لذّات هجوم تاتار و ناقض « 6 » عزايم امور كفار ، إضطرارا لا اختيارا ( ع ) چه بسيار « 7 » بد 435 باشد از بد بتر ، ركوب آن خطر و ارتكاب ضرر آن سفر - هرچند عقل منافى آن بود - از لوازم گشت . خلقى از أسراى « 8 » ارمن و ديار بكر 436 كه بخوى اجتماع يافته

--> ( 1 ) كر : صبّاغ طلايع نوبهار ( 2 ) سى ، كر : يضرب ( 3 ) كر : آنجا هنوز از حلّ ، ظ : در آن جامه از حلّ . . . الخ ( حدس استاد فروزانفر ) ( 4 ) هت ، سى : اوزار ، مى : ازار ، كر : ادرار ، تصحيح قياسى است . محتملست كلمهء « ازهار » پس از « ازرار » از قلم نسّاخ افتاده باشد . ( از افادات استاد فرزان ) ( 5 ) هت ، سى : در اعتدال ( 6 ) همهء نسخ : تاتار ناقض ، تصحيح قياسى و از استاد مينوى است . ( 7 ) در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 74 ، و « امثال و حكم » ج 1 ص 440 و 477 : كه بسيار ( 8 ) هت : أمراء